خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۴۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز آن جهان پاک آمدم، آلوده دامن میرومسوی این غفلت سرا، جان آمدم، تن میروم
۲
گلعذاران بسکه در خاک سیاه آسوده اندچون بگورستان روم، گویی بگلشن میروم
۳
بهر دنیا میکنم خود را اسیر طبع دوناز هوای دختری در چه چو بیژن میروم
۴
گو مسازم پایمال، ای خصم بی پروا، که منهمچو خار از لاغری در پای دشمن میروم
صفحهٔ ۱ از ۲