خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۴۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ضعف پیری آمد و، دست از جهان برداشتیمدل بمرگ خود نهادیم و، ز جان برداشتیم
۲
ضعف پیری ها بسی ما را ز پا افگنده بودقد دو تا کردیم، خود را از میان برداشتیم
۳
صرف شد عمر گرامی جمله در بی حاصلیما چه حاصلها کزین آب روان برداشتیم!
۴
ضامن روزی زمین و آسمان و، ما ز خلقمنت نان از زمین و آسمان برداشتیم
صفحهٔ ۱ از ۲