خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۵۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خود هم ز ظلم خانه خرابند ظالماندیوار و در ندارد، از آن خانه کمان
۲
مالی گرفته اند و، عوض عمر داده انددنیا گران برآمده بهر ستمگران
۳
دنیا بود چو مزبله یی پر ز بوی گندز آن روی نیست پاک دلان را، دماغ آن
۴
خواهی اگر ز پای نیفتی، خموش باشبر نخل عمر، اره بود شمع را زبان
صفحهٔ ۱ از ۳