خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۵۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به این سامان چه ساز عیش دیگر میتوان کردن؟که باید دستگردان خنده را از زعفران کردن!
۲
ز ما با این عصا و پشت خم، دیگر چه کار آید؟به این تیر و کمان، صید چه مطلب میتوان کردن؟!
۳
جوانی چشم نگشوده است، کآمد موسم پیریدرین گلزار گل ناکرده میباید خزان کردن
۴
بلندی دارد از بس رتبه افتادگی پیشمنشاید خاکساران را تلاش آستان کردن
صفحهٔ ۱ از ۳