خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۵۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای گل، تو بی علاقه به دنیا شدی و منزین رو درین چمن تو همین واشدی و من
۲
کم گشت حرف لیلی و مجنون ز روزگارروزی که ای نگار تو پیدا شدی و من
۳
از فیض بیخودی تو که بایست او شویصد حیف کز خودی همه تن ما شدی و من!
۴
پر کرد عشق تربیت عاقلان شهرمجنون، همین تو قابل صحرا شدی و من!
صفحهٔ ۱ از ۲