شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۵۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست بلبل چو من و، گل نه چنانست که تو؛بر رخ گل، عرق شبنم از آنست که تو
۲
آتشین چهره گذشتی ز چمن صبحدمی،چمن از دیده نرگس نگرانست که تو
۳
بنگاهی مگر از خاک رهش برگیری،لیکن این لطف از آن بر تو گرانست که تو
۴
نتوانی نظری چشم ز خود برداریگلشن حسن تو سیراب از آنست که تو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth