خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۵۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشمش در ستم بر خلق باز کردهمژگان بخون مردم، دستی دراز کرده
۲
برداشته بتکبیر، یکبارگی ز خود دستهر کس بقبله ما یکره نماز کرده
۳
سرچشمه حیات است لعل تو، لیک ما رازلف تو بی نیاز از عمر دراز کرده
۴
تا سیم درد بیغش سازد در آتش عشقتیغش دو نیم دل را، مانند گاز کرده
صفحهٔ ۱ از ۲