شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۵۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرکش سمند دولت، پر نیست اعتباریهر روز زیر را نیست، چون استر مکاری
۲
بی پیر عقل، دولت راه و روش چه داند؟این توسن حرون را، باید سوار کاری!
۳
در پاس خلق، سوزد تا صبح مغز جان رااز شمع باید آموخت، آیین تاجداری
۴
باید براه بردن، خود کار دولت خودآیین ملک راندن، ماند به نی سواری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth