خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۵۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بغیر بیکسیم نیست در جهان یاریکه عقده ام بگشاید ز رشته کاری
۲
ز زیر بال هما همتم گذشت چنانکه بگذرند ز پای شکسته دیواری
۳
بغیر دیده حسرت، بملک و مال جهاندر این زمانه ندیدیم چشم بیداری
۴
ز من تر است از آن خصم خشک مغز، که منچو آب نشکند از نرمیم بپا خاری
صفحهٔ ۱ از ۳