خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۵۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ایام عیش بگذشت، شد روزگار پیریگرد شباب برخاست، از رهگذار پیری
۲
غافل مشو که دارد سیلاب مرگ از پیبرف سفید مویی، بر کوهسار پیری
۳
از ما چه طاعت آید، چون مو سفید گردید؟این گل نمیزند سر، از شوره زار پیری!
۴
خطی است میکشد چرخ، بر سطر هستی ماما را بکف عصا نیست، در روزگار پیری
صفحهٔ ۱ از ۳