خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۵۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست چون بر غیر جان کندن، بنای زندگیاین قدر ای تن، چه میمیری برای زندگی؟!
۲
چون دوتا گردید قد، افتد ز پا نخل حیاتتیشه باشد پشت خم ما را به پای زندگی
۳
زندگی از بس به خواب مرگ غفلت میرودهست در ایام ما مردن به جای زندگی
۴
چون نیفتد بینشم از کار؟ آخر سالهاستمیدود با چشم حسرت در قفای زندگی!
صفحهٔ ۱ از ۴