خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۶۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون کند شمع رخت را انجمن پروانگیشیشه نگذارد بساغر، خدمت پیمانگی
۲
سازدت آزاد از بند قبا دیوانگیاز گریبان، طوق بر گردن نهد فرزانگی
۳
بسکه جا کرده است در دل، تار تار سنبلشمیکنند امروز، دلها زلف او را شانگی
۴
بر می گلگون کشد خمیازه چون لعل لعبتشیشه را دل خون شود از حسرت پیمانگی
صفحهٔ ۱ از ۲