خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۶۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو کز طول امل در بند جمع مال و سامانیترا به ز آستین تنگدستان نیست همیانی!
۲
چه گل خوشتر دماغ همت را زینکه هر ساعتدهان بهر طلب پیش تو بگشاید پریشانی؟!
۳
ببدمستی سرت را میخورد این روزگار آخرتو دایم از سبک مغزی همان چون پسته خندانی!
۴
بود نقش این سخن، بر گنبد سبز حباب ای دلکه تا آباد میگردی، ز باد مرگ ویرانی!
صفحهٔ ۱ از ۳