خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۶۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو جانی، جان! چرا چندین گرفتار بدن مانی؟!تو گنجی، گنج! تا کی در ته دیوار تن مانی؟!
۲
ز بار هستی خود، چند نتوانی که برخیزی؟!چو دامن تا بکی در زیر پا خویشتن مانی؟!
۳
حیات جاودان خواهی، ز صورت پی بمعنی برکه باقی در جهان از فیض معنی چون سخن مانی
۴
از آن چون بلبل شوریده در کویت نمینالمکه از غیرت نمیخواهم به گلهای چمن مانی
صفحهٔ ۱ از ۲