خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۶۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر من کند از بس غم عشق تو گرانیبیرون فتد از خاطرم اسرار نهانی
۲
ایام چنان برده تواناییم از دستکز ضعف فتاده است سرشکم ز روانی
۳
چون تیر از این خانه مهیای سفر باشآورد ز پیری چو قدت رو بکمانی
۴
صد حیف که ما پیر جهاندیده نبودیمروزی که رسیدیم بایام جوانی
صفحهٔ ۱ از ۲