خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۶۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کام حاصل ای دل از آه سحر گاهی کنیگر تو، ای قطع نظر از خلق، همراهی کنی!
۲
یک سراسر سیر آن زلف درازم آرزوستای شب وصل از تو میترسم که کوتاهی کنی!
۳
هر چه میخواهد، بکن، تا هرچه میخواهی، کندلیک میخواهی تو دائم، هر چه میخواهی کنی!
۴
دانه سان سر سبز تا فردا برآری سر ز خاکباید امروز از غم آن چهره را کاهی کنی
صفحهٔ ۱ از ۲