خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۶۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بملک فقر خود را آن زمان فرمانروا بینیکه بر سر خاک به از سایه بال هما بینی
۲
جهانی را بهمت زیر دست خود توان کردنبرین تل گر برآیی، عالمی را زیر پا بینی
۳
ز آزار قناعت نیست کم رنج طلب، آن بهکه چین جبهه این خواجگان از بوریا بینی
۴
جهانی را که دیدی بس وسیع از تنگ چشمیهابچشم دل چو وابینی، بقدر پشت پا بینی
صفحهٔ ۱ از ۲