خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۶۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نظر بگشا، نگه دانسته کن، در هر پر کاهیکه هر تار نگاه عبرتی، باشد بحق راهی
۲
ز دلها، میتوانی ره ببزم قرب حق بردنکه هر طاق دلی، آن بار گه را هست درگاهی
۳
بساط بزم قرب حق، پر است از شیشه دلهامبادا ای زبان، غافل گذاری پای بیراهی؟!
۴
بسان شعله خار، از دم گرم ستم بینانستمگر را بود دست دراز و، عمر کوتاهی
صفحهٔ ۱ از ۳