خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۶۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر نقش درم بندی است، در دیده آگاهیدائم ز فلوس خویش در دام بود ماهی!
۲
در خواب نبیند شه، آسایش درویشیدرویش ندارد ره بر تخت شهنشاهی
۳
با سر بسر آن کو، ره در دل شب میپوگم کرده خود میجو، با شمع رخ کاهی
۴
بگداخت غمش از تن، تا جامه و پیراهنچون هیچ نماند از من، ای ضعف چه میخواهی؟!
صفحهٔ ۱ از ۲