خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۶۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در کنار یار، از یار است دست ما تهی!کاسه گرداب، در دریاست از دریا تهی!
۲
بی نیازی چون صدف ما را ز حق بیگانه کردداشت رو بر آسمان، تا بود دست ما تهی!
۳
گریه نتواند دل ما را ز غم خالی کندکی شود از خرج باران کیسه دریا تهی؟!
۴
تا خم گردون، درین خمخانه هستی بجاستاز شراب غم نمیگردد ترا، مینا تهی
صفحهٔ ۱ از ۳