خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۳۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقیا مستان خوابآلوده را آواز دهروز را از روی خویش و سوز ایشان ساز ده
۲
غمزهها سر تیز دار و طرهها سر پست کنرمزها سرگرم گوی و بوسها سرباز ده
۳
سرخ روی ناز را چون گل اسیر خار کنزرد روی آز را چون زر به دست گاز ده
۴
حربه و شل در بر بهرام خربط سوز نهزخمه و مل در کف ناهید بر بط ساز ده
صفحهٔ ۱ از ۴