خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۳۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانا نگویی آخر، ما را که تو کجایی؟کز تو ببرد آتش، عشق تو آب مایی
۲
ما را ز عشق کردی، چو آسیای گردانخود همچو دانه گشتی در ناو آسیایی
۳
گه در زمین دلها پنهان شوی چو پروینگاه از سپهر جانها چون ماه نو برآیی
۴
از بهر لطف مستان وز قهر خود پرستانچون برق میگریزی، چون باد میربایی
صفحهٔ ۱ از ۵