شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۴۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نگویی تا به گلبن بر چه غلغل دارد آن قمریکه چندان لحن می‌سازد همی نالد ز کم صبری
۲
به لحن اندر همی‌گوید که سبحانا نگارندهکه بنگارد چنان رویی بدان خوبی و خوش‌چهری
۳
مسیحادم و موسی‌کف سلیمان‌طبع و یوسف‌رخمحمد‌دین و آدم‌رای و خو‌کرده به بی‌مهری
۴
به روز آرایش مکتب شبانگه زینت ملعبضیاء روز و شمع شب شکر لب بر کسان خمری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth