خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۱۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نشئه می نغمه نی دیگران را خوش که بسنفس ما را خون دل دمساز و افغان هم نفس
۲
صد سوالت جز بدان کش کس... نیستمی نیاید یک جواب از هیچ سو وز هیچ کس
۳
طایری کز بیضه در دام اوفتد ناید شگفتگر نداند باز قید از آشیان دام از قفس
۴
در طریق رهروی آن راست پیشی کاوفتادبر به مقصد پشت از این سرگشتگان گامی دو پس
صفحهٔ ۱ از ۲