شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۲ - در زهد و موعظه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وجود عشق عاشق را وجود اندر عدم سازدحقیقت نیست آن عشقی که بر هستی رقم سازد
۲
نسازد عشق رنگ از هیچ رویی بهر مخلوقیکه رنگ عشق بی‌رنگی وجود اندر عدم سازد
۳
جمال عشق آن بیند که چشم سر کند بیناسماع وصل آن بیند که گوش سر اصم سازد
۴
شفا سازد دل و جان را و عاشق را شفا سوزدسقم سوزد رگ و پی را و عاشق را سقم سازد
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth