شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در تزییفِ علمای دنیاجوی گفته شد

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای سنایی! ز جسم و جان تا چند؟برگذر زین دو بی‌نوا در بند
۲
از پیِ چشم‌زخمِ خوش‌چشمیهر دو را خوش بسوز همچو سپند
۳
چه کنی تو ز آب و آتش یادچه کنی تو ز باد و خاک نَوَند
۴
چه کنی بود خود که بود تو بودکه تو را در امید و بیم افکند
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth