شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۶ - در مذمت دشمنان و جاهلان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این ابلهان که بی‌‌سببی دشمن منندبس بُلفضول و یافه‌درای و زَنَخ زنند
۲
اندر مصاف مردی، در شرط شرع و دینچون خنثی و مخنث نه مرد و نه زنند
۳
مانند نقش رسمی بی‌‌اصل و معنی‌اندگرچه به نزد عامه خطی بس مُبَیّنند
۴
چون گور کافران، ز درون پُر عفونتندگرچه برون به رنگ و نگاری مُزَیّنند
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth