شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۹ - از راه پر مخافت عشق گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سوز و شوقِ مَلَکی بر دلت آسان نشودتا بد و نیک جهان پیش تو یکسان نشود
۲
هیچ دریا نکشد زورقِ پندار تو راتا دو چشمت ز جگر‌مایه چو طوفان نشود
۳
در تماشای ره عشق نیابی تو درستتا ز نَهمَت‌، چمنت کوه و بیابان نشود
۴
ای سنایی نزنی چنگ تو در پردهٔ قربتا به شمشیر بلا جان تو قربان نشود
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth