خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زیر مهر پادشاه زری در آرد روزگارگر نفاق اندرونی پاک آید در عیار
۲
در سرای شرع سازد علم دارالضرب درددر پناه شاه دارد مرد بیت المال کار
۳
گلبنی باید که تا بلبل برو دستان زندآبدار از چشمهٔ توفیق و پاک از شرک خار
۴
مرد تا بر خویشتن زینت کند از کوی دیومنقسم باشد درین ره ز اضطراب و ز اضطرار
صفحهٔ ۱ از ۱۷