شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قبله چون میخانه کردم پارسایی چون کنمعشق بر من پادشا شد پادشایی چون کنم
۲
کعبه یارم خراباتست و احرامش قمارمن همان مذهب گرفتم پارسایی چون کنم
۳
من چو گرد باده گشتم کم گرایم گرد بادآسمانی کرده باشم آسیایی چون کنم
۴
عشق تو با مفلسان سازد چو من در راه اوبرگ بی‌برگی ندارم بینوایی چون کنم
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth