خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فسونسازی که دل را میبرد نیرنگش از شوخیگریبان چاک ساز برگ گل را رنگش از شوخی
۲
تو چون برقع گشایی در چمن گل غنچه میگرددفرنگ رنگت از بس میکند دلتنگش از شوخی
۳
نوای بلبل این گلستان شور دگر داردبود با لخت دل گلبازی آهنگش از شوخی
۴
در این پیرانهسر گر سایه بر کهسار اندازمپرد همچون کبوتر بر هوا هر سنگش از شوخی
صفحهٔ ۱ از ۱