شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۱۰۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر قطرهٔ اشکم ز پی دیدن چشمیچون غنچهٔ نرگس بود آبستن چشمی
۲
یک شب ز جمالش چقدر بهره توان بردبگذشت شب وصال به مالیدن چشمی
۳
درد نگه عجز چه دانی؟ که نبرده استگوش نگهت بهره ز نالیدن چشمی
۴
چون آینه گشتم همه تن واله دیدارچیند چقدر گل کسی از روزن چشمی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth