خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مستور گشت رویش زیر نقاب نیمیگویی که منکسف شد از آفتاب نیمی
۲
چون برگ لاله را هر لخت دلی ز داغتخون گشته است نیمی، گشته کباب نیمی
۳
در حیرتم که چون رفت از خط تمام حسنشبایست گردد آن رو بی آب و تاب نیمی
۴
در دور رخ خط او نام خدا چو ماه استبیرون ابر نیمی، زیر سحاب نیمی
صفحهٔ ۱ از ۲