شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۵۰ - در وادی سلوک

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی از توام حل، جمیع مشاکلخهی، از توام کام دل گشته حاصل
۲
زهی ظاهر از توست رخسار یزدانخهی، کامل از توست هر شیء‌ کامل
۳
فلک را تو رخشنده داری کواکبخدا را تو آیینه داری مقابل
۴
به اوج جلالت نخواهد رسیدنمدام ار پرد طایر عقل عاقل
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth