شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۶ - در نعت علی (ع)

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای امیرالمومنین ای شمع دین ای بوالحسنای به یک ضربت ربوده جان دشمن از بدن
۲
ای به تیغ تیز رستاخیز کرده روز جنگوی به نوک نیزه کرده شمع فرعونان لگن
۳
از برای دین حق آباد کرده شرق و غربکردی از نوک سنانت عالمی را پر سنن
۴
تیغ «الا الله» زدی بر فرق «لا» گویان دینهر که «لا» می‌گفت وی را می‌زدی بر جان و تن
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth