خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۵۸ - در کوی عشق
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا عشق را قدم بسر کو نهاده ایماز کوی عافیت قدم آن سو نهاده ایم
۲
آرام و تاب در پر عنقا سپرده ایمصبر و سکون به سایه آهو نهاده ایم
۳
پا بست زلف سلسله مویی شدیم ماو اینک به پای سلسله زآن مو نهاده ایم
۴
گامی نرفته ایم نکو در تمام عمراین گام اول است که نیکو نهاده ایم
صفحهٔ ۱ از ۳