خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۶۴ - آفتاب کشور خوبان
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبح چو مهر از درم درآمد جانانماه جبینش ز شام زلف نمایان
۲
وه چه جبین آفتاب مطلع فجریکامده از ذره کمترش مه تابان
۳
پا به گل از حسرت قدش قد طوبیخونجگر از غیرت لبش دل مرجان
۴
آه، چه قامت که با قیام قیامتآمده با صد عتاب دست و گریبان
صفحهٔ ۱ از ۱۰