خلوتی با سنایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۶ - در مدح امین الدین رازی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بنه چوگان ز دست ای دل که گمشد گوی در میدانچه خیزد گوی تنهایی زدن در پیش نامردان
۲
چو گویی در خم چوگان فگن خود را به حکم اوکه چوگانیست از تقدیر و میدانیست از ایمان
۳
بدین چوگان مدارا کن وز آن میدان مکافا بینچو این کردی و آن دیدی شوی چون گوی سرگردان
۴
ز خود تا گم نگردی باز هرگز نیست این ممکنکه بینی از ره حکمت جمال حضرت سلطان
صفحهٔ ۱ از ۱۴