شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خط تو هاله‌صفت، ماه در میان داردمه تو جای بر اوج سپهر جان دارد
۲
ز چشمکان تو پیداست ای صنم، بر خلقکه فتنه های غریب آخرالزمان دارد
۳
ز بس که با سر زلفت گرفته خو، دل مندل من و سر زلف تو یک نشان دارد
۴
به تنگ عیشی خود راضیم که این احوالبسی شباهت با نقش آن دهان دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth