خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت شد کاسکندر گل لشکر آرایی کندلشکر گل را خدیو باغ دارایی کند
۲
باغ را دست صبا، عنبر نهد در آستینراغ را جیب هوا، مشکین ز بویایی کند
۳
خفتگان بوستان را باد بیداری دهدتشنگان گلستان را، ابر سقایی کند
۴
غنچه از میزان یاقوتی زر لعلی کشدلاله از مکیال لعلی، سیم پیمایی کند
صفحهٔ ۱ از ۳