خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماه من از شرم بر خورشید اختر پروردسرو من بر رخ ز مشکین طرّه عنبر پرورد
۲
قد برافرازد به بزم، آنگه برافروزد جمالماه نخشب را فراز سرو کشمر پرورد
۳
آن دو زلف عنبرین پرورده رخسار اوستلاله حمرا چه نیکو سنبل تر پرورد
۴
این همه سروی که پرورده است چون قدش نبودباغبان گر راست گوید سرو دیگر پرورد
صفحهٔ ۱ از ۲