خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوبان که در آیینه رخ خود نگراننددانند که عشاق چه صاحبنظرانند
۲
در کوی محبّت چه عجب مرحله سنجنددر بحر حقیقت چه گرامی گهرانند
۳
کاش آن مه خورشید نشان چهره نمودیکاین خاک نشینان به رهش منتظرانند
۴
تنها نه منم از پی او بی خبر از خویشبرّی است که تن ها ز پیش بی خبرانند
صفحهٔ ۱ از ۲