خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از جان بگسل، صحبت جانانه به دست آربشکن صدف و گوهر یکدانه به دست آر
۲
معموری تن چیست، به ویرانی آن کوشصد گنج از آن گوشه ویرانه به دست آر
۳
در راه وفا، شمع صفت ز اشک دمادمآبی ز پی آتش پروانه به دست آر
۴
گرد کره خاک چه پویی چو سکندرآب خضر از چشمه پیمانه به دست آر
صفحهٔ ۱ از ۳