خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تهی شد کاسه از می، کیسه از زرنه ساقی مهربان با من، نه دلبر
۲
اگر با ما خوشی این جان و این دلمی و زر گر بخواهی جای دیگر
۳
بنام ایزد، مرا در خانه باشد،بتی یاقوت لب، خورشید منظر
۴
ز یاقوتش عیان لعل مصفّابه خورشیدش نهان ماه منور
صفحهٔ ۱ از ۱