خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۱۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما را، ز دل، اندر غم دلبر، گله بسیاردل را گله از ما که کند حوصله بسیار
۲
پوئیم به سر در سفر عشق تو ره را،پای دل ما کرده اگر آبله بسیار
۳
یوسف نرود در بر یعقوب وگرنه،از مصر به کنعان گذرد قافله بسیار
۴
شغلی نبود خوب تر از عشق دلارامورنه بود از بهر دلم مشغله بسیار
صفحهٔ ۱ از ۳