شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۱۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نظاره کردی بر کشتنم، نظاره دیگراشاره ای که شوم زنده از اشاره دیگر
۲
بجز دلم که پس از خون شدن ز دیده برآمدرفو شد از مژه، دل های پاره پاره دیگر
۳
نداشت یکسر مو جای خالی آن صف مژگاندریغ دل که نیاویخت بر قناره دیگر
۴
به غیر آن که بدست غم تو جان بسپارمنماند بر من بیچاره راه چاره دیگر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth