خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۱۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ز ماه طلعتت خورشید تابان شرمساروز عبیر طرّه ات مشک تتاری یادگار
۲
چیست شهد جان مشتاق، آن دو لعل شکرینچیست تار عمر عاشق، آن دو زلف تابدار
۳
صبح و شام از ساحت گیتی گریزد در عدمپرده برداری اگر روزی از آن زلف و عذار
۴
چیست پنهان در کمانت، ای کمان ابرو که صیدمی خورد تیر تو را چون سبزه اندر مرغزار
صفحهٔ ۱ از ۲