شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۱۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پروانه را ز آتش دلها خبر بپرسسوز و گداز شمع ز آه سحر بپرس
۲
با مدعی بگوی که از گفتگوی ما،از لعل یار بگذر و حرفی دگر بپرس
۳
تا مهر اوست در دل ویران من نهان،احوال گنج از من بی پا و سر بپرس
۴
با زلف دوست قصه بخت سیه بگووز لعل یار غصه خون جگر بپرس
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth