شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۱ - در مدح سرهنگ محمدبن فرج نو آبادی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خجسته باد بهاری بهار ارسنجانبر آن ظریف سخی و جواد و راد و جوان
۲
سپهر قدری کز بخت و دولت فلکیمسخر وی گشتند جمله سرهنگان
۳
یگانه‌ای که به پیش خدایگان زمیننمود مردمی اندر دیار هندستان
۴
به شخص گردان داد او سباع را دعوتبه جان اعداء کرد او حسام را مهمان
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth