شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۱۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از نوا کم نکنم، تا نکند آزادمگر قفس گلشن و گلشن قفس صیادم
۲
آن نهان عشوه، که آوردی و بردی دل مناز تنم جان رود و آن نرود از یادم
۳
رنج دل در طلب راحت جان دولت نیستدولت آن است که من در طلبش جان دادم
۴
هیچ کم می نکند زآتش و آب و دل و چشمغم عشق تو، که چون خاک دهد بر بادم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth